چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

وارونه

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۸ ب.ظ

دلم میخواد اون «کودک ده ساله» باشم. نرم و نازک!

با یه دامن چین چینی و یه روسری گل گلی و لپ های گل انداخته انقد برم تا برسم به یه دشت؛ از تپه هاش برم بالا؛ بارون که میاد، بشینم روی چمن های مرطوب و خیره شم به ابرا و

قطره های بارون یکی یکی بشینن روی صورتم

  • ۹۳/۰۴/۲۳
  • >,,l:l ..

نظرات (۲۳)

از بارون بدم میاد :-((

اَه ... 
بارون میاد هوا نمناک میشه تقریبا مث شمال :-\
از شمال و جنوب هم متنفرم اه .
.
.
.
.
.
.
.
مثلا من بارون دوس ندارم 
کلا تکلیفم با خودم روشن نیس
یعنی ...
نمی دونم بعضی وقتا دوس دارم 
یا 
دوس ندارم 
اصن نمی دونم چرا اینجا دارم مینویسم ؟
چرا اومدم اینجا ؟
وا ...
من اینجا چیکار میکنم ؟
پاسخ:
درگیری های ذهنی من باعث جذب درگیری های ذهنی یکی دیگه هم شده :)) بسیار عالی!!
خوش اومدی در کل :))
  • مَردی به رنگ زمستان
  • به نظرتون می شه آدم تو سن 20 به بالا به شادی های دوران 7 و 8 سالگی برگرده ؟! میشه ؟!

    عجیب دلم آدم تنگ میشه با این خاطرات :)
    پاسخ:
    میشه یه جاهایی آدم زمانو دور بزنه!
    با یه چیزایی مث همین شعره مثلا!
  • سُر. واو. شین
  • جل الخالق :-؟

    هیچی گفته بودم این شعر اصلیش انقد طولانیه که باید به چند بخش مساوی تقسیمش کنی تو چند روز بخونیش. بعد تو کتاب دبستان از اینور اونورش زده بودن یه سلکشنی از بنداش گذاشته بودن. بعد همون موقعم میخوندم هیچ تناسب مفهومی ای پیدا نمیکردم بینش میگفتم این شاعره دیوانه بوده چقد چرت و پرت گفته :)) بعدا فهمیدم خیلی طولانی بوده و اینا گند زدن توش :| :D
    پاسخ:
    باور کن!

    آری دیدم شعرشو! ولی این «سلکشن بندا» رو که میخونم بیشتر بهم میچسبه -متاسفانه-! چون عادت کردم بهش-متاسفانه!-! کاملشو که میخونم، احساس میکنم بخش ده ساله ی وجودم اعصابش خورد میشه که شعره با چیزی که حفظ کرده فرق داره!
    دقیقا منم تناسب پیدا نمیکردم! تازه معنی یه بخشاییشم نمیفهمیدم اصن! ولی در مورد شاعر قضاوت خاصی نمیکردم اصولا! به جز این که تا همون روزی که شعرو گذاشتم اینجا، فک میکردم گلچین گیلانی زنه! وقتی به واقعیت پی بردم، بس افسرده گشتم! کل تصویرای ذهنیم به باد رفت اصن! :(
  • سُر. واو. شین
  • میگم من یه کامنت اینجا داده بودم. تایید نکردی یا سند نشده؟ :-؟
    پاسخ:
    نظرا تاییدی نیستن کلا اینجا! نرسیده!
  • کمند سلیمانی
  • Tush ghadam zad?!labe sahel rah boro dg! Mn ke asheghe sedaye moj ham!
    پاسخ:
    آری دیگر! منظورم اینه که نمیشه رفت توش، قشنگ با همه ی وجود لمسش کرد! باید از دور دیدش! یه جورایی دست نیافتنیه!!
    البته میشه توش شنا کردا! ولی خب اون خیس شدنا و کج و کوله شدنای حین شنا باعث به هم خوردن این احساسات روحانی میشه!!
    منم خیلی دوس میدارم صداشو :)
  • کمند سلیمانی
  • به دىدگاهاى اول اگه دقت کنى موضوع رو در خواهى ىافت!
    نخند بابا، نخند ):دی( نمیدونی که اون شب تا صب به من چی گذش که نمیدونی! :دی
    پاسخ:
    باشه! :دی
    کمند جان
    وقتی من به پوشیدن دامن گل گلی چین چینی هیچ علاقه ای ندارم باید بخوره تو ذوقم؟ 
  • کمند سلیمانی
  • حرکت ظریف دخترانه چی هس اصن؟

    نه دیگه همون قسمتی که گفت تو که نمی تونی دامن چین چینی بپوشی باید می خورد تو ذوفت! :دی

    عاغا چرا منو با آیدین هی جمع می زنی آخه؟ هان هان هان؟

    راستش از اونجایی که هر وخ جای سر سبزی می ریم این گاوا تزئینش کردن و من ترجیح می دم نشینم اونجا!

    نه من خدائیش از بارون بدم میاد! اون بارونایی که همه جا رو دلگیر می کنه! واقعاً هوای بهاری و روشن و گرم  با اون بادای نــــــــــاز! دلت میاد این هوا رو بذاری بارونو دوس داشته باشی؟

    تازه اصلاً دشت سیری چند تا دریا هست؟ دریــــــــــــــــــــا عشقِ!

    پاسخ:
    خب راس میگم دیگه! هر دوتاتون همین جوری بی ذوقین!
    :)) اصن به این قضیه فک نکرده بودم!

    بارون همیشه دلگیر کننده نیس! هوا میتونه هم روشن باشه هم بارونی! بعد تازه من دلگیر کننده شم دوس دارم چون به نظرم اصن دلگیر کننده نیس!!
    هوای بهاری به خاطر باروناشه که معروفه اصن!! همه ی اینایی که گفتی، با همون رگبارای بهاریه که قشنگ میشه!

    دریا بدیش اینه که نمیشه توش قدم زد!
    چقدر قشنگ بود!
    از کجا پیدا کردی اینا رو !! :O
    سیو کردم عکسا رو !
    :)
    پاسخ:
    «بخوانیم» چهارم دبستان امساله!
    توی کتاب ما ما هم همین شکلی بود این شعره! با همین عکس! کلی ذوق کردم دیدم هنوز همون شکلیه!
    کیانا جان ( جان نگم نمیدونم چه بلایی سرم میاد)
    1،  بستگی دارد در چند سالگی گم بشی. 
    2. جریان ذوق من چیه؟ الان باید ناراحت بشم. خبر ندارم؟ آیا حرکت ظریف دخترانه ای در جریان است؟
    3. من همین گندم بریان رو پیشنهاد میکنم! 
    پاسخ:
    1- موافقم موافقم!
    2- حرکت ظریف دخترانه :))
    3- گندم بریان؟! ها؟!
    نه تا صبش داشتم گریه میکردم که اگه منو پیدا نکرده بودن چی میشد؟ :دی
    پاسخ:
    :))
    :))
    واقعا نمیدونم چی بگم!! تا میام فک کنم چی بگم خنده م میگیره! :دی
    کمند بیا یه مدت پیش ما بارون که میاد بوی خاک که بلند نمیشه هیچ به جاش آب گِل میریزه رو سرت قشنگ مستفیض میشی! :))
    این پستت باعث شد من به فانتزیام فکر کنم و یه دوره جدید برای زندگیم آغاز کنم! مرسی واقعا!
    پاسخ:
    قدر نمیدونن دیگه!
    اُ! چه خوب! :) چقد خوشال شدم :)
  • کمند سلیمانی
  • )) saba!
    mn daghighan ham chin lebasi pushidam lopamam gol andakhte! Vase tavadolam tu amadegi!
    vali mn az barun badam miad :| akhe mamanam nmizare mn khis sham! Baruni khube ke buye khak boland she!
    Ma inja az in havasa nmikonim :|
    kiana che bad zadj tu zogh aliaa :))))))
    پاسخ:
    بله! میدونم! :| کلا تو و آیدین بی ذوق ترین آدمایی هستین که من دیدم تا حالا در این زمینه!! (البته تو یه دلیلی داری باز! که همینم خیلی خوبه!!)
    خب قبول دارم که اونجاها بارون بیشتر یه چیز عادیه تا یه اتفاق شاعرانه! ولی نمیتونم درک کنم که چه جوری این ترکیب دشت و بارون و چمن میتونه برای کسی وسوسه کننده نباشه!
    خودش ناراحت بود آخه از احساساتی شدنش! گفتم کمکش کنم در بیاد از این شرایط!!

    اومدنت رو تبریک میگم

     با این شعر دلتگی تو رو خوب فهمیدم

     

    باز  سراغ شعر برو

      آسمانی و برقرار

    پاسخ:
    نرفته بودم از اولشم! ولی مرسی! :)
    خب راستش اسم این حسمو دلتنگی نمیذارم! حسم یه هوس شدید و ناگهانیه به بارون و ابر و دشت و چند تا تپه و چمن های مرطوب! به هیچ حس دیگه ای نمیشه ربطش داد! یه حس خاص و کاملا مستقله که کسی هنوز براش اسم نذاشته!

    حتما
    شما نیز!
    تا حالا نه دامن چین چینی پوشیدم و نه روسری گل گلی سر کردم و نه حتی لپام گل انداخته ولی یه بار انقد رفتم تا رسیدم به یه دشت بعد از تپه هاش رفتم بالا ، بارون که اومد نشستم رو چمنای مرطوب و خیره شدم به ابرا و قطره های بارون یکی یکی نشستن رو صورتم ولی خب ... تا فردا صبش داشتم گریه میکردم!چون گم شده بودم و یه ملت داشتن دنبالم میگشتن! :|
    پاسخ:
    =))
    ینی فردا صبش پیدا شدی؟! :O
    بعضی وقتا گم شدن خوبه! اونم توی یه دشت تپه دار و بارون زده! این که یه خلوت اجباری داشته باشی که نه خودت نه هیچ کس دیگه نمیتونه به همش بزنه! البته در صورتی خوبه که مطمئن باشی پیدات میکنن!!
    بارون 3>
    کودک ده ساله بی‌خیال دور از هر دغدغه با رویاهای رنگی رنگی!
    + آیدین رو باید بفرستیم ماه... :))
    پاسخ:
    اوهوم :)
    + نه ماهم یخ داره روش-فک کنم!-! انتخاب خوبی نیس! باید بفرستیمش ناهید مثلا!
    آیدین جان
    :|  
     با من بودی یا با کیانا؟
    پاسخ:
    پاسخگو باش بی ذوق! :|
    وارونه جریانش چیه؟
    پاسخ:
    جریانش اینه که الآن دقیقا شرایط وارون چیزیه که میخوام!
  • آیدین همتی
  • :|
    پاسخ:
    بی ذوق :|
    الان گریه کنم!!!
    چرا آدم رو احساساتی میکنی آخه؟!
    این چه وضعیه؟
    آیدین کتک میخوای!؟(من مخالف خشونتم.)

    پاسخ:
    دیگه تو که دامن گل گلی نمی تونی بپوشی که! واسه چی احساساتی میشی؟! (گفتم بزنم تو ذوقت که احساساتت بپره! :دی)
    میخواد میخواد! من میدونم! :|
    Vay kiana!!!b sheddat havase raftan b dashto daman b saram zad!!!
    Va hamintor alan kheili hese ebtedaii budan b man dast dad yeho!:D
    پاسخ:
    منم دارم دیوونه میشم دیگه!! چی میشد از این آدمای خجسته ای بودیم که مدرسه ندارن، سنشون کم نیس، سر شب یهو تصمیم میگیرن با دوستاشون برن مسافرت! خدایا!
  • آیدین همتی
  • چیزی خورده تو سرت؟
    پاسخ:
    :|
    خدایا خداونداااا، سربازی اینو بنداز یه جای بی آب و علف، بعد که آرزوی بارون میکنه بخندیم بهش دو تایی :|
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی