چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

نُه

پنجشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۵۸ ب.ظ

زودتر از چیزی که انتظارشو داشتم بزرگ شدم!

میدونید!

من باید الآن..

یه بچه ی سوم دبستانی باشم که وقتی توی راه مدرسه از وسط پارک رد میشه، اگه دلش تاب بخواد، بی دغدغه ی این که مردم چی فک میکنن، کیفشو می ذاره یه گوشه و میره تاب بازی!

وقتی با دوستاش برمیگرده خونه، از زیر تک تک آبپاش های پارک رد میشه که یه نقطه ی خشک هم رو روپوش گلبهی رنگش پیدا نشه!

من باید اون بچه ی خجسته ای باشم که هر عید، برای مامان و بابا و خواهرش نقاشی می کشه! و هر وقت با خواهرش قهر می کنه، به مامانش میگه «تو خواهر من میشی!؟»

بچه ای که بعد از ظهرا با دوستاش میره پایین لِی له (؟!) بازی کنه! شطرنج، وسطی، بدمینتون، مشاعره، گل یا پوچ! روپولی!!

اون دختری که هر وقت باباش از کار بر می گرده، یه گوشه -ی ضایع و توی چشم!- قایم میشه تا بگرده پیداش کنه!

باید اون دختری باشم که شعرای فریدون مشیری رو به غلط غلوط ترین شکل ممکن، بلند بلند -و اعتماد به نفس!- و با تمام احساس برای دیگران میخونه!

شبا خواب عمو پورنگ و چرا و چیه رو میبینه!

زمستون که میشه، با دوستاش روی یخا سر می خوره و وقتی جلوی یه عالمه آدم میفته، به جای خجالت کشیدن، می زنه زیر خنده!

میره از درختای پشت خونه توت میچینه، روی مچ دستش له شون می کنه و برای دوستاش ادای امیرکبیرو در حال مرگ در می آره!

من زود بزرگ شدم! باید همونی باشم که توی نه سالگی بودم! دختری که خجالت نمی کشه! نگران هیچی نیست! از ته دل می خنده و هر وقت بخواد گریه می کنه! و شاده! چون فقط نه سالشه!

  • ۹۳/۰۳/۱۵
  • >,,l:l ..

نظرات (۱۱)

اگه وقتی نه سالم بود ازم میپرسیدن چه ارزویی داری قطعا میگفتم دوست دارم بزرگ شم!! تو هم اینجوری بودی؟!
پاسخ:
من از بچگی از بزرگ شدن می ترسیدم! مثل الآن!!
  • کمند سلیمانی
  • BAle :))
  • کمند سلیمانی
  • آره خىلى !مخصوصا اگه دوستاتم خل باشن
    ىا اگه بخوام برم باشگاه ىکى باىد منو بگىره وسط خىابون با آهنگ برىک دنس نزنم! (بخاطر هندزفرى!)
    پاسخ:
    :))
    این اسمش خل بودن نیس! این یه پدیده ی جدیدیه که اسم نداره هنوز!!
  • کمند سلیمانی
  • بىان از اىن قالب هام داشت؟؟؟
    خوشا به حالم؟بقىه فک مى کنن خل شدم !البته واشم مهم نىستا خل بودن حال مىده!
    پاسخ:
    بذار فک کنن!
    همین که تو جسارتشو داشتی خودش کلیه!!
    خل بودن حال میده :))
  • آیدین همتی
  • خیلی قشنگ بود. اولش :( شدم. بعد :) ... بعد دوباره :(‌
    خیلی خوب نوشتی. اون امانتی ما هم یادت نره!

    قالبتم حالا درست شد.
    پاسخ:
    ثبات احساسی نداری؟!
    مرسی! :)
    چشم!
    مطمئنی؟! قشنگ دقت کن ببین نقظه ی کورکننده ای وجود نداره؟!
  • کمند سلیمانی
  • Ghalebe no mobarak!masalan tab bazi!ya in k ta chand vakh pish ley ley ham mikardm! :-D
    پاسخ:
    سپاس فراوان!
    خوشا به حالت :)
    من و رودروایسی در یک غلاف نگنجیم! :دی
    پاسخ:
    چه خوب! :)
    نع!خیلیم ملوس و متناسب!
    با تشکر از سلیقه قشنگت :)
    پاسخ:
    بدون رودروایسی؟!
    :)
    اوهوم ... خیلی زوووود بزرگ شدیم!!
    و من با هر رفرش یک قالب نو میبینم! :دی
    سورمه ایه خیلی خوشمل بوود!
    پاسخ:
    :دی
    وسط آزمایش های من رسیدی خب! :دی
    اینی که گذاشتم صورتیاش خیلی جیغه!؟
    :))))
    :(
    زندگی می گذرد خواهی نخواهی!!!!
    خیلی ایموشنال بود!!!!
    آفرین!!!
    من آمپرم نیمسوز شد!!!
    باید زبان فارسی بخونم !!!!

    پاسخ:
    در این حد احساسی بود ینی؟!
    چرا! شما که دیروز فوران ادبی بودی خودت که!
  • کمند سلیمانی
  • :) kheili khub bud yade bachegia ye khodam oftadam
    Albate hanuzam bazi az in kararo mikonm :"> :D
    Unam ley ley hast na ley le

    پاسخ:
    کدوماشونو ینی؟! :O
    ما لی له می گفتیم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی