چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

کدام نظریه..؟!!

سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۴۷ ب.ظ

وقتی که فروشنده به جای 2 کیلو، بهم 2.940 کیلو گوجه میده؛

وقتی کتاب فروش، اول جلد دوم یه کتابو بهم میفروشه و میگه جلد اولشم میارم، بعد که میاره تازه میفهمم چاپ جدید کلا یه جلد بیشتر نداره و خود فروشنده هم به روی مبارک نمیاره؛

وقتی یه فروشنده ی دیگه سی دی خرابی رو که یه مشتری پس آورده، دوباره میذاره بین سی دی های فروشی -و خب مسلما اون بخت برگشته ای که میخردش منم!-؛

عصبانی نمیشم!

سعی نمیکنم حقمو پس بگیرم حتی! (با توجه این پست)

فقط دلم میخواد گریه کنم! برای خودمون! برای ملتی که به تمدن و فرهنگ چند هزار ساله ش می نازه و اینه وضع امروزش.

چیزایی که گفتم مشکلای کوچیکی ان! خیلیییی کوچیک! حتی مسخره! چیزایی که همه ش توی یه روز اتفاق افتاده و از این به بعدم برای من و خیلیای دیگه اتفاق میفته! با مشکلای بزرگ تر از این کاری ندارم! واقعا همین مشکلای کوچیک فاجعه نیستن؟ همین که انقدر بی رحم شدیم که توی چشم کسی زل میزنیم و سرش کلاه میذاریم و ازش -یه نوع- دزدی میکنیم؟! واقعا فاجعه ی بزرگی نیست که اسم این فاجعه ها رو میذاریم «زرنگی»؟!

 

+ البته یه نظریه ای هم هست که میگه فروشنده ها بی رحم نیستن! با توجه به نظریه ی مادر گرامی بنده، کلا خاندان «واثقی ها» ان که مشکل دارن! به شکلی که در هر مکان عمومی ای که ظاهر میشن، فروشنده های مستقر در شعاع 200 متری، چه بی رحم و چه با رحم، در حالی که کف دستانشون رو با چشم های تنگ کرده هم میمالن، با هم فریاد شادی و سرور سر میدن که :«آخ جون واثقی ها اومدن! بریم سرشون کلاه بذاریم!» :| اولش فقط انکار می کردم! ولی کم کم دارم با توجه به زیاد شدن میزان ناکامی هام در خرید، و همچنین موارد مشابهِ اتفاق افتاده برای خواهر و پدر گرامی، به ناچار ایمان میارم به این نظریه! :/

 

++ آیا این وبلاگ غمزده و یک رنگ و کسل کننده به نظر می رسد؟! آیا شب ها کابوس اینجا را میبینید؟ آیا نوشته های درون وبلاگ همانند نوشته های کتاب درسی زشت و بدون جذابیت اند؟ آیا از دیدن ریخت این وبلاگ حالتان به هم میخورد؟ آیا الآن جا نداره من همه ی کسانی رو که به همه ی سوالا جواب مثبت دادن، با نهایت احترام به سمت خطه ی زیبا و خوش آب و هوای درَک راهنمایی کنم؟!!

به هر حال پذیرای انتقادها و پیشنهادهای شما در جهت بهبود وضع ظاهری وبلاگ هستیم!

  • ۹۳/۰۵/۲۸
  • >,,l:l ..

نظرات (۲۳)

از دید همون دوستان زرنگمون منظورم بود! : |
پاسخ:
اها! موافقم!
عزیزم کار بد اونا به کنار (بیداد می کنه)
ولی کار تو هم بده (ببخشید که پست قبلی رو نخوندم)
اینکه حقتو نمی گیری اوکی، ولی وقتی اعتراضی هم نکنی این مجالو باز میزاری که طرف اونی که خودشه فکر کنه تویی 
اگه هممون سعی کنیم حقمونو بگیریم یا خداقل اعتراض کنیم که فک نکنن نفهمیم و میشه بهمون انداخت دیگه کمتر کسی بخودش جرات میده از این غلطا بکنه
اعتراض به جنس انداخته شده بهت که کوچیکترینشه عزیز من!!
من میگم حداقل حرفمونو زده باشیم که یارو حساب کار دستش بیاد بعد
سختیش بار اوله 
دفعه های بعد آسون میشه
امتحان کن ;) 
پاسخ:
موافقم کاملا! حتی همیشه به دیگران هم میگم که باید حقشونو بگیرن از این آدمای مثلا زرنگ! ولی نمیدونم چرا این جوری شدم خودم تازگیا!

ولادت حضرت معصومه س و روز دخترمبارک

پاسخ:
ممنون :)
گفتی خرید خخخخ اصن ربطی نداره ولی من رفتم یه فروشگاه حراج 50%هنوز ذوق مرگم بجا 352هزارتومن شد 176 تومن این اوج خوش شانسیمه خخخ.بیا باهم بریم خرید 
پاسخ:
حراج خیلی خوبه اصن!
البته به شرطی که 60% نکشیده باشن روی قیمت اصلی، بعد 50% تخفیف بدن!! :| به هر حال ایرانه دیگه! باید این احتمالاتم در نظر بگیریم!!
حالا من یه بار کلی خرید کردم از یه فروشگاهی، بعد موقع پرداخت 50% خریدمو بهم هدیه دادن!! (با کامپیوتر به طور رندوم انتخاب میشه برنده) انقد خوب بود!
  • قایق کاغـ ـ ــ ـــذى
  • تو پرانتز : البته زیادیش خوب نیس! اگه همه ى آدما صددرصد با هم تفاهم داشتن چیزى واسه بحث کردن نمیموند :))




    هههه! این کدى که تو وبت گذاشتى خیلى باحاله :))) الان اومدم اسممو از تو کامنتاى وبت کپى کردم که یه جا دیگه کامنت بذارم باهاش! با صحنه ى جالبى مواجه شدم تهش :| :دى
    پاسخ:
    آری آری! اصن همه اگه عین هم بودن که زندگی هیجان نداشت دیگه!
    با سپاس از بلاگ که با امکاناتش به ما این اجازه رو داده که برای ملت صحنه های جالب بیافرینیم! :دی
  • قایق کاغـ ـ ــ ـــذى
  • چقدر تفاهم خوووبه :)) :دى
    پاسخ:
    :))
    کشته مرده این حس مشترکم من اصن!
    بنده هم مدتیست سر همین قضیه خودخوری میکنم!و اتفاقا دست بر قضا پستی هم میخاسم تدارک ببینم!
    اگه این زرنگیه من ترجیح میدم همون آدم بی دست و پا و پپه و چلمن بمونم!
    پاسخ:
    این که از این جور -مثلا- زرنگیا نکنی، اسمش اصلا پپگی نیست اصولا! اسمش انسان بودنه!!
    پپگی ینی این که حتی تلاش نکنی حقتو بگیری! و این اصلا چیز خوبی نیست!!
  • کمند سلیمانی
  • باشه میام :دی (-B
    200تومن؟ جدی؟ خب واسه شما پایتختیا گرونه دیگه :دی
    پاسخ:
    مرسی!
    اون وقت چرا؟! ما گناه کردیم؟!
  • کـــــــــــــــــافه چــــــــــــــــــی
  • بله بله باید همه ی جوانب رو سنجید..اینم یکی دوتا نیست ماشالا:))

    +البته کار عظیم و قابل تقدیر من کجا و کار خانوم میرزا خانی کجا!! اصلا من خوش ندارم با مقایسه ارزش کارم پایین بیاد یوخت خدا نکرده:| :دی
    باتچکر!:دی
    پاسخ:
    شکسته نفسی میفرمایید!
    آره کتاب خیلی خوبیه!
    یه جورایی خیلی خیلی خوبه! دی: بخونش حتما! 
    پاسخ:
    چه خوب!
    حتما!
    اینو از کتاب جامعه شناسی خودمانی، مال آقای حسن نراقی نقل کردم!
    تاریخ گفته ی این جناب گوبینو، مال دوران قاجاره! 
    پاسخ:
    بخونمش! به نظر خوب میاد!
    آخ آخ قشنگ حرف منو گفتی انگار! :|
    متاسفانه ملت خیلی نرم و روون دارن به سمت عادی سازی دزدی حرکت میکنن! :|
    البته این قضیه در میهن پهناور ما چیز تازه ای هم نیست تا جایی که من میدونم! مثلا این متن :

     گوبینو دیپلمات فرانسوی در کتاب "سه سال در ایران" در مورد ایرانیان می‏گوید:

    «زندگی مردم این مملکت عبارتست از سر تا پا یک رشته توطئه و یک سلسله پشت‏سرهم‏اندازی. فکر و ذکر هر ایرانی فقط متوجه این است که کاری را که وظیف اوست انجام ندهد. ارباب، مواجب گماشته خود را نمی‏دهد و نوکر تا می‏تواند ارباب را سرکیسه می‏کند. از بالا گرفته تا پایین، در تمام مدارج و طبقات این ملت جز حقه‏بازی و کلاه‏برداری بی‏حد و حصر و بدبختانه علاج‏ناپذیر چیز دیگری دیده نمی‏شود و عجیب آن‏که این اوضاع دلپسند آنان است و تمامی افراد هرکس به سهم خود از آن بهره‏مند و برخوردار می‏شوند و این شیوه کار و طرز زندگی روی هم رفته از زحمت آنان می‏کاهد و به همین دلیل کمتر کسی حاضر به تغییر این وضع است.

    .

    به هرحال! واسه خودمون مملکتی درست کردیم ها! :|

    پاسخ:
    دقیقا دقیقا! عادی سازی دزدی! اسم خوبیه!
    :O :| ناامید شدم! به گذشته یه امیدی داشتم باز قبلا :|
    وقتی سرویس اینترنت یک ماهه میگیری از این یک ماه 25 روز قطعه و 5 روز هم سرعت کمه و پشتیبانی هم تو رو دایورت میکنه به خونه یه سیاهبخت دیگه :|
    راستش من حس میکنم این نظریه واسه خاندان ما هم صدق میکنه!
    ++ :))
    پاسخ:
    پشتیبانی تلاش داره سیاهبختا رو با هم آشنا کنه که درد و دل کنن سبک شن! بده به فکرتونه؟! یکی هم یه کار خیر میکنه این جوری جوابشو میدین؟! بعد تازه این نوآوریشون خیلی قابل تحسینه که!
    شما واثقی نیستین احیانا؟!
  • کمند سلیمانی
  • سر.واو.شین متاسفانه باید بگم لس انجلس هم پر از ایرانیه :))
    پاسخ:
    :))
    همه ی ایرانیا هم این جوری نیستن خب البته! ولی نکته ی مهمی بود!
  • قایق کاغـ ـ ــ ـــذى
  • فونت نوشته هاتو درشت کن :دى
    پاسخ:
    چشم!
  • قایق کاغـ ـ ــ ـــذى
  • ما تمدن نمیدونم چندهزار ساله داریم :| بیچارمون کردن با این جمله :|
    یه سرى هیچى نمیفهمن از همون فرهنگ و تمدن کهنى که بهش مینازن، و از همون به عنوان مثال کوروش کبیرى که شونصد تا سخن جعلى که معلوم نیس از کجاشون درآوردن بستن بهش تن بدبخت تو گور لرزید :| اونوقت با یه زبون قلمبه سلمبه ى فرهیخته نما ادعاى فرهنگ و تمدن دارن :| حالا برو از نزدیک با همون آدما نیم ساعت گفتگوى دوستانه(!) داشته باش میفهمى یارو هیچى بازش نیس کلاً :| در خوشبینانه ترین حالت سعى مبکنه مختو بزنه :دى
    خو مریییییض! دهن کوروش و داریوش طفلکى رو سرویس نکن :| الان چه پخى هستى؟! :| والا :|
    فقط یاد گرفتیم به تاریخمون بنازیم :| کسى به فکر تجدید شعور نداشته ى خودش نیس :|
    پاسخ:
    کوروش و داریوش طفلکی؟! :دی
    گفت و گوی دوستانه هم لازم نیست! فقط یه شکلات بدی بهش ببینی آشغالشو کجا میندازه! این خودش تا حد زیادی روشنگر میزان شعور طرفه!
    «فقط یاد گرفتیم به تاریخمون بنازیم :| کسى به فکر تجدید شعور نداشته ى خودش نیس :|» حرف دلم بود خیلی!
  • سُر. واو. شین
  • نمالی میمالنت عزیز من. خودتم همین شیوه رو پیش بگیر میبینی که جدی خیلی حال میده :))
    قبل اینکه بری کتابفروشی هم میتونی یه سرچ تو اینترنت بکنی که کلاه نذارن سرت. ایرانه اینجا لس آنجلس که نمیخوای بری خرید :-"
    پاسخ:
    خدایا از این همه تاثیرگذاری که در سخن من نهادی ازت سپاسگزارم واقعا! :| حال میده؟! :|
    انتظار نداشتم آخه از این! از پنجم دبستان خرید میکردم ازش :| البته دقیق تر اگه بخوام بگم من کلا از هیچ کس انتظار ندارم انقد بی رحم باشه! بس که من خودم شخصیت با رحمی دارم اصن! و پپه البته! :|
    ولى مى دونى چىه... با وجود تمام اىن چىزا -که قبول هم دارما!- ىه سرى فوق العاده ان! که البته من فکر مى کنم کمم نىستن!(بله!) مثلا مامان من کلا خوشش نمى ىاد گىلاس کرمو باشه بعد که رفته بودىم واسه خرىد فروشنده گفت راستشو بگم اىنا بعضىاش کرم داره(البته مامانم اونو نخرىد ازش!:دى)
    البته مسءله موروثى وضعش فرق مى کنه!!!!!!!!!
    پاسخ:
    آری! ولی خب کسایی که سر ملتو کلاه میذارن بیشتر یاد آدم میمونن تا اون فوق العاده خوبا! شاید به خاطر اون داغی که رو دل آدم میمونه!!
    ینی آیا کسی هست که خوشش بیاد گیلاس کرمو باشه به راستی؟!
    چقد خوب بوده! :) کار خاصی نکرده ها! ینی کاری رو کرده که وظیفه داشته بکنه! ولی تو این دوره زمونه کار بزرگیه واقعا!
    وبلاگت زیادی شیکه ! :دی 

    + یعنی واثقی ها شرافت سنجن؟
    پاسخ:
    میدونم میدونم! :دی نمیاد به چرت و پرتام نه؟!
    + شرافت سنج؟! نه خب کلا با توجه به نظریه ی مامان من، همه، با شرافت و بی شرافت، سر ما کلاه میذارن! البته این فقط یه نظریه ست! فراموش نکن!
  • کمند سلیمانی
  • بدم نمیاد از قالب امال شادتر بهتره دیگه!
    اخی‌کیانا! من اصولا همیشه حس می کنم حقم داره ضایع می شه و حتی روی ‌۱۰۰۰تومن هم حساسم حتی وقتی مامانم داره خرید می کنه خوب گوش می کنم ببینم فروشنده مبلغ‌رو‌ چقدر می گه و پول مامانمو می شمارم اشتباه نده :-P 
    تره مردم خیلی کلاهبردار شدن! میری فتو‌ بزنی رو‌درو‌دیوار زده صفحه ای ۱۰۰تومن یه صفحه میزنی میگی چقدر شد می ‌گه۱۵۰! اخه سر ۵۰‌تک تومن هم؟؟
    پاسخ:
    بله!
    با من هم پاشو بیا خرید خب! من به شدت نیازمندم به همچی همراهی!
    150؟! چرا از ما 200 میگیرن پس؟!
  • منا مهدیزاده
  • خانه از داربست ویران است ...

    دیگه اینا که به قول شما کوچیکاشه ...

    وبلاگت خیلی هم خوب است ... ! :]
    پاسخ:
    باز داربست داشته باشه ما راضی ایم والا! خراب و سالمش مهم نیست!

    :]
  • کــــــــــــــــافه چــــــــــــــی
  • اولین نظر هورا:دی همیشه حس خوبی میده بم:دی
    تو بقیه چیزااول نشدیم خو درک کن:دی


    +وقتی اون یارویی که تو داروخونه کار میکنه..در کمال ریلکسی قرص و امپول از تاریخ گذشته میده دست مردم و میفرستشون به درک ! و خیلی شیک لبخند میزنه 
    دیگه چه انتظاری از بقال و چقال و کتاب فروش؟:|

    مطالب وبلاگ که خیلی عالی ...و طرز بیان نویسنده عالی تر 
    ولی خو پس زمینه های شادتر و رنگی رنگی تری هم موجود است اگر صلاح بدانیند:دی
    پاسخ:
    تبریک میگم این دستاورد بزرگو! تو و مریم میرزاخانی مایه ی افتخار کشورین!
    + همه سایز مشکل داریم خدا رو شکر! از 940 گرم گوجه ی اضافه گرفته تا بازی با جون مردم :|
    ما که صلاح میدانیم والا! ولی یه سری کم بینا داریم اینجا، نمی سازن با هر پس زمینه ای!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی