چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

کیاناکام -_-

يكشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۱۵ ق.ظ

بخشی از مکالمات من و بابام:

=خبر رسیده خواستی از طرف تختت بری سمت در اتاق، وسطای راه مسدود بوده گیر کردی همون جا!

=[لبخندِ آکنده از انکار و اعتراض!]

=اشکال نداره حالا. گفتم امروز یه لودر بفرستن از بین دفتر-کتابایی که کف زمین پهنن،

یه راه رفت و آمد از در به تخت باز کنن توی اتاقت!

=مرسی واقعــا! :\

=حالا اتاقو میشه درست کرد؛ ولی تو درست نمیشی دیگه! تمیزی تو وجودت نهادینه نشده اصلا!

[بازدم عمیق! -شامل 10% کربن دی اکسید، 90% ناامیدی از آینده ی فرزند!-]

= :|

 

+ ای دوستان! گر من قبل از رسیدن به هژده سالگی -در هیبت جوانی ناکام که نه تنها هیچ گاه با خودروی خود به دانشگاه شریف نراند، بلکه عمرش کفاف دریافت گواهینامه ی رانندگی و خرید خودرو و قبولی در دانشگاه را هم نداد-، جان به جان آفرین تسلیم نمودم، بدانید و آگاه باشید که همانا علت مرگم چیزی نبوده است، جز بی حاصل ماندن کوشش های فراوانم در جهت فهماندن تفاوت های «کثیفی» و «شلختگی» به مادر و پدر گرامی؛ گرچه پزشکی قانونی احتمالا علت مرگ را «خودکشی» اعلام خواهد کرد!

 

++ حوصله ی درس خوندن نداشته باشی و دلت بیرون بخواد؛ بعد دوستت زنگ بزنه بگه:

«پاشو بیریم بیرون! من حال ندارم درس بخونم!»!

واقعا یه دوستی 12 ساله، از هر معجزه ای شگفت انگیزتره! :)

 

+++ نظر خود را درباره ی میزان کورکنندگی پس زمینه با ما در میان بگذارید! با سپاس!

  • ۹۳/۰۳/۱۸
  • >,,l:l ..

نظرات (۲۰)

  • آیدین همتی
  • می‌خواستم بگم که این قالبت داره منو کور می‌کنه که دیدیم خودت متوجه شدی و نوشتی موقتیه!!
    کیانا. می‌گم بیا از پس‌زمینه‌ی همون زلال استفاده کن!
    پاسخ:
    فک کنم تعریف من از کورکنندگی کاملا با تعریف شماها متفاوته!! (یا شایدم به خاطر این باشه که نور نمایشگر من در پایین ترین حد ممکن قرار داره!!) (نوشتم موقتیه چون فوق العاده افسرده کننده ست به نظرم!!)
    یه جوریه اون آخه!!
    + موسو یه چند سانت جا به جا کنی، اون آدرستو عوض کنی مشکلی پیش نمیادا!! زنده میمونی!!
    این قالبا رو از کجا میاری???
    از قبلیه بهتره!!!
    پاسخ:
    اسمش زلاله. فقط پس زمینه شو عوض کردم!
    این پس زمینهه که گذاشتم خیلی افسرده ست!! موقته!
    +الآن اسم به ذهنم نمیرسه! میگم بعدا!
  • کمند سلیمانی
  • کیانا می گم این قالبه آنرماله ها!!!اون مشکل بینایی دقیقا واسه کی رخ داد؟واسه منِ عینکی مشکلی پیش نیومد،واسه کی پیش اومد؟؟؟ :|
    پاسخ:
    سعی میکنم یه چیز دیگه بذارم!
    واسه پویا!
  • علیرضا همتی فارسانی
  •  عجب چه دل پری داری ؟

    پاسخ:
    خیلی!
    یعنی الان طبیعیه همه چیزش پایینشه؟؟؟
    یا مرورگر من خرابه؟؟؟
    پاسخ:
    :| به غیر از پستا همه چیش همون پایینه!
    عوض میکنم اینم -_-
    قالب قبلی خیلی بهتر نبود!؟
    پاسخ:
    باز مشکلات بینایی وجود داشت!!
  • کمند سلیمانی
  • شانس*
    پاسخ:
    !
  • کمند سلیمانی
  • مامان من فقط نچ نچ میکنه!حالا شماها که همه انس آوردین بابای من یک تهدید های خطرناکی می کنه که نگو!
    مثلا:ببین دو راه داری یا اتاقتو تمیز می کنی یا هر چی اینجا ریخته مستقیم میره تو سطل آشغال(شوخی هم نداره)
    یا مثلا:مسه اینکه این اتاق خیلی برات بزرگه!نظرت چیه اتاقتو با خواهرت یکی کنیم دیگه لااقل کثیف نمیشه!!! :|

    پاسخ:
    باباهامونم کپین ینی :| دیگه شکی باقی نموند!!
    البته مثال دومیت با کمی تغییر و تصرف برای بابای من صدق میکنه! ولی موضوع کلیش همینه!!
    +و بابای من فقط تهدید میکنه! ولی میدونم هیچ وقت عملی نمیکنه تهدیداتشو! :دی
    + خوانده شد! :دی
    ++ خوبه؟!یه چی اونورتر!
    از همه بهتر اینه که دوستت خیلی کمتر از یه ماه کنکور داره اما تا بو میبره حال و حوصله ات کپک زده ...
    پاسخ:
    + سپاس فراوان از همکاری شما! :دی
    ++ آری خب! با کلمات نمیشه وصف کرد! «خوب» دم دست ترین کلمه بود!
    :)
    من خیلی می کوشم در این زمینه که شکل و شمایلشو عوض کنم!اما نمیشه خب!طلسم شده اصن!
    + کار سختیه خب!حق داری خب! :دی
    ++ آره آره!شدیدا و افتضاح موافقم!دوستی باید عمری باشه!

    پاسخ:
    دقیقا!! درک نمیکنن ملت اصن! ما دست خودمون نیس! ذاتا این مدلی ایم!!
    + آری آری! (همراه با بازدم و با صدای نزولی بخوانید!!)
    ++ :) اوهوم! میبینی چه خوبه؟! :)
    خوب خواهر من داشتن یه برگه ی دینی شاهکار بین کتابا خوب طبیعیه دیگه. نمیشه نداشت!
    اونم واسه دانش آموزی که کل کلاسای عمومی رو تو کتابخونه گذرونده باشه.
    ما معلم دینی مون سوال داده بود نحوه ی بهره بردن مردم از امام زمان در عصر غیبت رو بگین.؟
    بعد بچه ها پرسیدن همون خورشید پشت ابره؟؟
    گفت نه، اون یکیه.
    منم تو برگه نوشتم خورشید پشت ابر نه، اون یکی.
    نا مرد نمره نداد.

    پاسخ:
    خب برگه ی دینی شاهکارو دخترا هم میتونن داشته باشن اصولا!
    من و دوستمم زنگای عمومی میشستیم کتاب خونه! ولی ما اجازه گرفته بودیم امتحانای کلاسی رو هم ندیم! :دی
    بعد ینی شما انتظار داشتی نمره هم بگیری؟! :))
     حالا پدر و مادر جای خود من خواهر کوچیکم بیشتر از همه میاد میگه یالا اون مانتوتو جمع کن اون کله رو از تو اون گوشی بیار بیرون اتقتو جمع کن  و و و .....
    پاسخ:
    شکر خدا من و خواهرم توی هر چی شبیه هم نباشیم، تا وقتی اتاقامون یکی بود در زمینه ی شلختگی تقریبا شبیه بودیم! مشکلی نداشتیم آنچنان!
    (البته متاسفانه دیگه الآن مرتب شده تقریبا!)
    واسه پسرا معمولاًاین نقشو مادر مهربان بر عهده داره.
    البته مادرا یه درجه پا رو فرا تر گذاشته و وقتی نیستی شروع به مرتب کردن اتاقت می کنن اگه مثه الان من دنبال کتاب ادبیاتت باشی دهنت صاف میشه.
    البته مادرا در این جستجو ها یه سری چیزا هم پیدا می کنن گاهاً که چیزای خوبی نیستن و واسه پسر بیچاره گرون تموم میشه.
    خدا رو شکر کنید که دخترید:دی
    پاسخ:
    نه خب مامان من کلا پاشو توی اتاقم نمی ذاره! چون سردرد میگیره!!
    ولی بابام دو سه بار از این اعمال انجام داده! (البته ایشون اتاقو «جمع» نمی کنه! اتاقو «خالی» می کنه! چون از مجله گرفته تا برگه ی امتحان و خاطره و نقاشی و ... رو میریزه بیرون :| )
    خب «پسرای بیچاره» اصولا مجبورن از این چیزا داشته باشن توی اتاقشون؟! :|
    شکر!!
  • آیدین همتی
  • پس شما هم همین‌طوری هستید!!!
    D:
    پاسخ:
    ما «هم»؟!
    پس شما هم همین طوری هستید!!!
    :دی
  • کمند سلیمانی
  • :)) واى خداى من!!!نمى دونم والا!اگه ىافتىش حتما بپرس!
    پاسخ:
    آره باید بگم از اتاقش یه عکس بگیره بفرسته!
  • کمند سلیمانی
  • میگم نوه و مادربزرگ به هم رفتن!اصن باباهامونم شبیهن!!!!!
    بابای من هر دفعه که می خواد از اتاقش بره تو سالن قبلش میاد اتاق من  میگه: کمنــــــــــــــــــــــــــــــــد، بازم که تو این اتاقت خرس ترکیده!!
    اصلن تو چرا میذاری اتاقت "کثیف" شه که بعدا جمع نمی کنی؟
    اصن من کثیف بودم یا مامانت که تو ایجوری شدی؟
    خبر نداره که یک نسل در میون این خبره! -_-
    پاسخ:
    کمند تو مطمئنی من نیستی؟!
    «اصلا تو چرا میذاری....» ینی این جمله ها رو از روی کتاب مشخصی حفظ می کنن یا به طور خدادادی هنگام به دنیا اومدن فرزند، در ذهنشون شکل میگیره؟! آخه انقد شباهت؟!
    باید بپرسیم ببینیم رها در چه وضعیه!
  • مرتضی آزاد
  • سلام. بهره بردیم.
    پاسخ:
    سلام!
    :|
    پاسخ:
    :|
    سلام
    مطلب قابل ستایشی بود.
    دوست فرهیخته من!
    با شعر جدیدم(نام تو برده و از نام خودم سیر شوم)به روزم.
    با احترام دعوتید.
    دردفروشی
    painstore.blog.ir
    پاسخ:
    سلام!
    فرهیخته؟! :دی
    ا سلام
    از شما دعوت می شود تا از سایت مشاور که حاوی مطالب مربوط به کنکور برنامه ریزی تحصیلی و خدمات مشاوره ای می باشد دیدن فرمایید.
    moshavermental.avistak.com
    پاسخ:
    کنکور! :S
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی