چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

نفرات برتر کنکور 94 اعلام شدن و مامان من بالاخره باور کرد که رویای زنگ خوردن تلفن خونه و جیغ و داد من به دلیل رتبه ی برتر شدنم فقط یه رویاست! و نه چیزی بیشتر از اون!

خیلی غیر منتظره بود! فکر میکردم تا هفته ی اول مرداد وقت دارم برای بیخیالی و کتاب غیر درسی خوندن و لاک زدن و کلاس رفتن و فکر کردن! و حالا این آخرین روزیه که دارم!

اونقدری خودمو آماده کردم که اگر مجبور باشم یه سال دیگه بخونم، به فکر خودکشی نیفتم!! اما این که یک سال دیگه از عمرمو لای کتابای احمقانه ی تست بگذرونم (/تلف کنم!) و نگران تک تک ثانیه هایی باشم که سال دیگه سر کنکور ممکنه از دست بدم، کار آسونی نیست!

تنها چیزی که فردا بهم انگیزه ی بیدار شدن میده،  رتبه ی کنکور زبانمه!! البته امکان نداره که برم زبان! ولی خب امیدوارم به قدری خوب باشه که وقتی ازم درباره ی نتایج کنکور میپرسن، بتونم زاویه ی صورتمو نسبت به افق، مثبت نگه دارم!

+ واقعا نمیدونم فردا شب (بعد از اعلام نتایج) این جا چی میشه!

-شاید بیام یه خلاصه ای از حسم بگم.

-شاید بیام رتبه ی زبانمو بگم!

-شاید دیگه کلا نیام!

-شاید اصن «اینجا»یی وجود نداشته باشه!

+ چیزایی که احتمال به وقوع پیوستنشون به صفر میل میکنه:

-من بیام ابراز خوشحالی کنم!

-من بیام رتبه ی ریاضیمو بگم!! (پس لطفا نپرسید!!)

 

چند ساعت بعد: بخوانید!

 

بعد از اعلام نتایج:

++ سنجش دقیقا هدفش از این که چندین ساعت قبل از زمانی که گفته نتایجو میذاره چیه؟! آیا میخواسته خواب صبح ما رو مختل نکنه؟! آیا میخواسته ما رو سورپرایز کنه؟! یا این که فقط مرض داره؟!

+++ خلاصه ی حسم اینه که حس خاصی ندارم!! شاید بعدا گریه کردم! شایدم نکردم! خلاصه کلا معلوم نیس چی میشه!!

++++ افق تاریک؛ دنیا تنگ
نومیدی توان فرساست؛ می دانم
 ولیکن ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست!

  • ۹۴/۰۴/۲۹
  • >,,l:l ..

نظرات (۳۴)

اصلا گفتن "اینا به من چه" به ذهن من نرسید.فکر میکنم به خاطر اینه که این شرایط رو خودمم دارم.
+من تا حالا هر کسی رو که دیدم -و البته خودم-کنکور زبان رو صرفا برای یک قوت قلب دادم و هیچ خاصیت دیگه ای نداشت!حتی اگر رتبه یک اون هم میشدم باز برام فرقی نمیکرد!
+الان خیلی خوشحالم که سامانه انتخاب رشته بسته شده!حداقل اون چیزی رو که میخواستم انتخاب کردم و هیچ انسان فاضل و موعظه گری تا اعلام نتایج نهایی برام "پند"+"حالا هر جور خودت دوس داری" بلغور نمیکنه!
+هوووف
+راستی از آشنایی با شما خیلی خوشحالم (/چگالم)!
پاسخ:
موفق باشی در کنار اومدن با این شرایط!
+ آری بیشتر شرکت کننده های زبان همین جوری ان!
++ دقیقاااا!! منم خیلی خوشالم از این بابت! البته من با انتخاب رشته ی آزاد هم مشکل دارم! و اون متاسفانه همچنان بازه!!
+++ هِـــم
++++ من نیز! :)
چگال!؟ اوه! باعث افتخار منه که باعث چگالتر شدن کسی باشم!! :)
راستش به نظر من تصمیم خوبی گرفتی..به دستای خدا اعتماد کن بهترین اتفاق ممکن برات میافته :)
شهرستان نمیری؟

راستش یکی از کامنتا رو خوندم که درباره ی استفاده از 1/20 باقی مونده عمر بود .... راستش واقعا چقدر حرفشون خوب بود...تو هم تصمیم خوبی گرفتی ..شانستو امتحان کن و خیالت راحت باشه
پاسخ:
امیدوارم!
نه! و مشکل همینه که نمیرم شهرستان!
چشم :)
یه توضیح زمیمه ندارن اون دوتا تب؟؟؟
پاسخ:
نه!!
توضیح لازمه براشون؟!
انتخاب رشته دوستان ریاضی من بسیار جالب توجه هست و سردرگمی که در آن گرفتار هستند !!! رشته تجربی انتخابات کم تره حداقل!!!


پاسخ:
هعی..!
کیانا حالا تصمیمت چیه ؟:)
پاسخ:
انتخاب رشته!! دیگه به خوندن برای سال بعد فکر نمیکنم!
تصمیم گرفتم برم یکی از همین رشته هایی که تهران قبولم. سعیمو میکنم رشته ای بزنم که برای کارشناسی ارشد که خواستم تغییر رشته بدم به دردم بخوره.
+ مرسی که پیگیری! :)
  • قایق لپ کشانی
  • اونقد با اون دوستت صمیمی هستی که اگه بهت بگم دوستت احمقه ناراحت بشی؟ :| :دی
    پاسخ:
    اگه احمق بود که 300 نمیشد که!
    خب آخه هدفش برق شریف بود. برای رتبه های خیلی بهتر از 300 تلاش میکرد!
    و خب کم پیش میاد آدم راضی باشه از رتبه ش!
    حتما خیلی ها هستن که به خاطر غصه خوردن من هم بهم میگن احمق! و خیلیای دیگه هستن که رتبه های بدتر آوردن و به همونایی که به من میگن احمق به خاطر حسرت خوردنشون میگن احمق! و این همین جوری ادامه داره!!
  • قایق لپ کشانی
  • زیر هزار بودن تو هر رشته ای ذووق داره خو ^_^
    پاسخ:
    دوست من 300 ریاضی شده ناراحته!! دیگه من که خیلی طبیعی رفتار میکنم الآن!!
    درسته که بهتر از اینو انتظار داشتم! ولی خب میشه گفت نیم سانتی متر مربع از ته دلمو به میزان نیم درجه سانتی گراد گرم میکنه زبان! :)
  • محمود بنائی
  • سلام
    اول که خیلی خوشحالم که برگشتی ( من دیر متوجه شدم ) ، دوم پست قبلیت خیلی خوب بود خیلی! 
    سوم که از اونا مهمتره: قلم خیلی خوبی داری و نسبت به بقیه وبلاگ نویسی ها خیلی بهتر مینویسی، پس نگران کنکور نباش همه بالاخره این یک تکه کاغذ که اسمش مدرک لیسانس یا فوق لیسانس و تازگی ها هم دکتری هست را میگیرن ولی همه چیز به استعداد درونی آدم ها برمیگرده به ذوقت برای کار! شاید اگه نویسنده بشی یک روز اسمی ازت توی ذهن همه بمونه که اگه یک دکتر یا مهندس یا ... بشی اونقدر خوب نباشه! :) یکسال وقت کمی نیست وقتی فکر کنی که یک انسان متوسط هفتاد سال عمر میکنه و نهایت تا چهل سالگی روح و نشاط جوانی را داره! اگه امروز بیست سالت باشه یعنی یک بیستم از جوونی، یک بیستم از فرصت هات برای ماجراجویی های تازه، یک بیستم از... 
    مدرک مدرکه و دانشگاه دانشگاه ( چه جمله سنگینی بود یا علی ) شاید من یا خیلی از اطرافیانم اگه دید الان را قبل از دانشگاه داشتیم همون سال اول دانشگاهی که قبول شده بودیم را میرفتیم البته الان هم خیلی خوشحالم که فقط یک ترم شد و به شبانه رضایت دادم ( بهترین روزهای زندگیم شد) 
    خوب این هم روزه امروز، منبر را می سپارم به باقی دوستان .
    راستی زندگی جاریست، جریان داشته باشید ( دیگه جملات سنگینم خیلی شد )
    پاسخ:
    سلام!
    اول: از وقتی برگشتم باز دنبال میکنم وبلاگتو ولی نمیدونم چرا قبل از این نظر نذاشتم! اگر میدونستم انقدر استقبال میکنی چنین اشتباهی نمیکردم! :))
    دوم: مرسی مرسی! :) یه «خوب» در کنار دو تا «خیلی» واقعا بیشتر از حد انتظارات و لیاقتمه!! :)
    سوم: جواب قسمت دوم + درسته! خودمم به نتایج مشابهی رسیدم یکی دو روز پیش. امسال انتخاب رشته میکنم و از اون یک بیستم جوونیم نهایت بهره رو میبرم :)
    به شدت مستفیض شدیم در محضر شما! :)
    جریان خواهم یافت! :)
    +به نویسنده شدن با این جدیت فکر نکرده بودم هیچ وقت! این که شغل اصلیم بشه نویسندگی!! برام جالب و تا حدودی غیر قابل باوره که چینین توانایی ای رو در من میبینی!!
  • قایق لپ کشانی
  • بابا زبانت خوب شده که خوشحال باش :دی
    پاسخ:
    مرسی که سعی میکنی روحیه بدی :))
  • قــایــق لُـپ‌کـِـشانى
  • حالا رتبه ى زبانت چند شد؟! :دى
    پاسخ:
    اونم اونقدری که فکر میکردم خوب نشد! انتظار داشتم دو رقمی شه! و همینم به ناراحتی بعد از دیدن کارنامه م افزود!
    235 منطقه 2
    154 زیر گروه 1
  • قایق لپ کشانی
  • نههه هنوز دلم اونقد تنگ نشده که برم بشینم دوباره تست بزنم :))))
    پاسخ:
    آها! :دی
  • قایق لپ کشانی
  • :)))
    دینی هم خوبه :)))
    تو کنکور ریاضی 86 زدم تو کنکور زبان 96 :))
    روزای آخر مونده به کنکور داشتم خلاصه ی دروس آخر کتاب گاجو قورت میدادم :دی
    چند هفته بعد کنکور دلم واسه کتاب تست دینیم تنگ شده بود :| :دی 
    الانم شده :|

    ببین من اصن اینجور به عمومی ها عشق می ورزم :))
    پاسخ:
    اوه! آفرین!
    من تنها عمومی بالای نودم انگلیسی بود که خب دیگه اونم اگه بالای نود نمیشد باید سرمو میذاشتم زمین میمردم رسما!!
    عمومی های من یه مدت خونده یا نخونده فوق العاده میشدن توی آزمونا! در حقیقت میشه گفت عشقمون یه طرفه بود!! بعد دیگه منم که از این عشق یه طرفه به شدت داشتم لذت میبردم، فکر کردم همیشه همین جوری میمیونه در نتیجه به اندازه ی کافی نخوندم و همون جوری نموند و عمومیام دیگه مثل قبل بهم عشق نورزیدن!
    :)) تو پدیده ای!! برو بخون خب!
    این عشقت قابل تحسینه واقعا!
  • قــایــق لُـپ‌کـِـشانى
  • عربى :))))) عشق منه لامصب
    پاسخ:
    :)) منم مث تو عربی میزدم عاشقش میشدم والا!
  • وقایع نگار
  • امیدوارم بیای رتبه تو بذاری :)
    پاسخ:
    :) نشد!!
  • قایق لپ کشانی
  • چون توقعم کمتر از نتیجه ای بود که به دست آوردم :)) فک نمیکردم زیر دو هزار بشم با اون گندی که به اختصاصیا زدم :|
    عمومیا واقعا فرشته ی نجاتم بودن!
    پاسخ:
    بله بله درک میکنم! سر آزمونا این اتفاق خیلی افتاده برام. ولی سر کنکور که باید میفتاد نیفتاد!!
    عمومی های عزیز! کلا خوبن عمومیا! (البته چون فعلا قرار نیست بخونمشون انقد عزیزن!! موقع خوندن فقط فحش میدم :دی)
    من در حوزه مشاهدات نیستم!؟
    اصن من شادم؟؟
    پاسخ:
    اتفاقا وقتی مینوشتم تو هم رسیدی به فکرم! ولی خب تو ابراز رضایت نکردی! لبخند زدی! که خب فقط تو این یه مورد نبود! همیشه لبخند میزنی!!
    اگه راضی ای که چه بهتر! خوبه!

  • قایق لپ کشانی
  • من الان خوشحالم ولی هر کنکوری ای دوروبرم میبینم داره خودزنی میکنه :|
    پاسخ:
    چه خوب که خوشالی :)
    بین مشاهدات منم تو اولین کسی هستی که داری ابراز رضایت میکنی!!
    سلام کیانا
    میدونی اصلا مهم نیست که چی شد و الان چی فکر میکنی

    من اومدم تا بهت بگم اگه تصمیم بگیری یه سال دیگه بخونی یا اگه رفتی دانشگاه مطمئن باش بهترین اتفاقه...

    باور که که خدا حتی واسه صدم به صدم درصدهات فکر کرده ... اگه خواستی من حال و اتفاقای اون روزمو برات میگم و چرخش زندگیم به سمت خیلی فوق العاده مثبت:)
    پاسخ:
    سلام!
    مشکلم تو همین شک بود که البته با صحبت با دوستان و آشنایان متعدد الآن به حدی به اطمینان تبدیل شده! :)
    :)
  • منا مهدیزاده
  • شاید الان ندیدی...
    ولی میبینی... ! باور کن ... !
    من وقتی رتبم اومد رفتم تو اتاق و گریه کردم کلی...
    نمی خواستم برم این دانشگاه...
    ولی الان واقعن به این رسیدم که بهترین اتفاقی بود که می تونست برام بیفته... ! :)
    پاسخ:
    بله خب اینم احتمال داره! البته در صورتی که امسال انتخاب رشته کنم. به احتمال زیاد میخونم برای سال بعد
    به هر حال حالم خیلی از صب بهتره! و نقش شماها رو نمیشه نادیده گرفت! :) مرسی همه! :)
    ایشالا بهترین اتفاق ممکن برات میوفته
    لبخند
    پاسخ:
    مرسی. برای تو نیز
    امروز روز استرس آوریه واسه همتون ولی امیدوارم به هر چی میخواین همین امروز برسین و استرس بیخود دوباره نداشته باشین
    پاسخ:
    مرسی :)
    منم همین طور
    و امیدوارم بتونیم بهترین تصمیمو بگیریم. نه مثل الآن من که شک گرفته سر تا پامو! :|
    + تو کجایی راستی؟
    یعنی روز به روز جو رو چگال تر میکنی :)
    پاسخ:
    اینا رو به این امید میذارم که خودمم چگال شم
  • قایق لپ کشانی
  • یالا = بالا

    :دی
    پاسخ:
    دیشب که این نظرتو دیدم یاد اون آهنگه افتادم که یالا بود اسمش! متن آهنگ یادم نمیاد الآن به دلیل صداهای متعدد توی سرم! ولی یادم افتاد خبر میدم! (انقدر که مهمه اصن این موضوع!!)
  • قایق لپ کشانی
  • من مطلقا هیییچ گونه استرسی ندارم :))) فقط کنجکاوم! همین!
    تنها لحظه ای که ممکنه یه کم هیجان زده بشم اون وقتیه که سایت داره میاد یالا برای مشاهده ی نتایج!
    کلا برا کنکورم استرس نداشتم :))) به جز شب کنکور که گریه کردم! و صبح روز کنکور :دی
    رتبه ی کنکورمم اصراری ندارم به مخفی کردنش :))
    پاسخ:
    چه خوب!
    من اون موقعی که داشتم مشخصاتو پر میکردم که کارنامه رو ببینم، چهار پنج بار جا به جا وارد کردم مشخصاتو! دیگه حوصله م سر رفته بود!
    چقد آروم بودی! :دی
    خوبه خوبه
  • منا مهدیزاده
  • کیانا کیانا...
    منم نمیشناسمت... ولی وبلاگتو خوندم... رفتاراتو دیدم و ... !
    می دونی... هر سال برای کنکوری ها این اتفاق میفته... روز کنکور براشون روز سرنوشت ساز میشه... روز نتایج روز سرنوشت ... !
    ولی این عدد ها... این رقم ها سرنوشت هیشکی نبودن و نیستن ! :دی
    احتمال اینکه نتونی رشته ای که می خوای قبول شی صفره ! میل نمیکنه به صفر... صفره مطلقه ! :دی
    ایشالا که رتبت میاد خودت میبینی ... ;)
    قهرمان باشی ! : )
    پاسخ:
    رتبه آمد و من اینایی رو که گفتی ندیدم!
    ولی مرسی :)
    آخ آخ گفتی تقابل عقل و احساس و کردی خرابم!
    کاش گاهی اوقات این احساس من به عقل بچربه...همیشه خدا برعکس میشه،جایی که احساس باید میشه عقل و جایی که عقل باید میشه احساس...
    درضمن خوشحالم خوشالی :)))

    پاسخ:
    :)) :(( منم همین مشکلو دارم!!
    خوشالم که خوشالی که خوشالم! :دی
    :)
    پاسخ:
    :)
    ببخشید ظاهرا اشتباهی در فرستادن نظر داشتم!
    راستش هر چی فکر‌کردم که چطور حرفم رو بزنم، دیدم وقتی قبل از من کسی شاید به مراتب بهتر از چیزی که من می تونستم٬ حرفم رو زده چرا دوباره؟ آخر پستی که لینکش رو گذاشتم ( شاید می ذارم درست تر باشه!) متنی هست که سال ها پیش فرهاد میثمی نوشته و خیلی از چیزهایی که باید این جا می گفتم توش هست. شاید حوصلش رو نداشته باشی ولی پیشنهاد می کنم به عنوان گذران وقت هم که شده، متن رو بخون. 
    و امیدوارم جدا از هر رتبه ای، باور داشته باشی که وبلاگت خواننده هایی داره که هرگز ندیدنت ولی برات ارزش قائلن.

    Http://godot.ir
    پاسخ:
    واقعا ازتون ممنونم که وقت گذاشتید و آدرس این پستتونو پیدا کردید و برام فرستادید :)
    قبلا این متنو از یکی از کتابای مبتکران خونده بودم ولی الآن وقت خوندنش بود! همین الآن!
    و بدون اغراق میگم که در عرض همین چند دقیقه ای که داشتم متنو میخوندم، از حرفا و افکار ساعت پیشم خجالت کشیدم!
    احتمالا هیچ چیزی نمیتونست بهتر از این کمکم کنه!
    بازم ممنون :)

    +جمله ی آخرو الآن دیدم! «و امیدوارم جدا از هر رتبه ای، باور داشته باشی که وبلاگت خواننده هایی داره که هرگز ندیدنت ولی برات ارزش قائلن.»
    بله! :) امروز این موضوع بیشتر از هر وقت دیگه ای به چشمم اومد! و با این که هنوز باورم نمیشه یه صفحه ی مجازی چنین قابلیت هایی داره، خوشالم از این موضوع :)
    ووویک فقط خواستم بیام بگم تنها نیستی،خیلیا مثل تو ان الان
    امسال نامردی کردن!چرا حسینی بای امسال زنگ نزد آخه....اَه
    من خودم استرس دارما ولی میگم نگران نباش
    همین
    آها لبخند نشه فراموش
    پاسخ:
    حتی بُعد بدجنس وجودیمم از این که بازم هستن کسایی که حس الآن منو دارن خوشال نمیشه! ولی خب همه ی ابعاد وجودیم از این که اومدی اینو بگی خوشالن! :)
    دیدی؟! :| اصن من فقط به عشق زنگ حسینی بای زدم شبکه خبر. وگرنه دیدن سه تا پسر در سه جایگاه برتر کنکور ریاضی هیچ احساس خوبی رو در من برنمی انگیزه! مخصوصا که بدونی همون سه تا پسر رقیبات بودن! (میدونم این که سه نفر اول دخترن یا پسرن واقعا مهم نیست و چیز خاصی رو مشخص نمیکنه! ولی خب بعضی وقتا احساس به عقل غلبه میکنه!!)
    سعی میکنم! تو نیز!
    چشم چشم! :)
    :)
    یک لیوان چای
    کمی لبخند 
    یک نیشخند مصنوعی 
    آدم رو سبک میکنه :)
    بزن بر بدن!!!
    پاسخ:
    :)
    توی عمرم به غیر از چند تا بازه ی یکی دو ماهه، هیچ وقت عادت به چایی خوردن نداشتم! ولی یادمه که توی بازه ی یکی مونده به آخری خیلی میچسبید بهم!* شاید بازم شروع کردم!
    امتحان میکنم! با سپاس فراوان :)
    *توی اون بازه ی آخری برای این که بیدار بمونم چایی میخوردم! واسه همین نمیچسبید! اینو گفتم که فک نکنی همین جوری الکی گفتم یکی مونده به آخری!!
    اشکال نداره فوقش سال دیگه رو با هم میخونیم :-"
    پاسخ:
    :))
    اینم دلگرم کننده بود! این که سال دیگه من تنها کسی روی زمین نیستم که باید درس بخونم! چون ناخودآگاه چنین تصوری داشتم!!
    خوشحال باش.
    مهم نیست چی قبول شی، نمیشناسمت ولی همین قدری که میشناسمت، اونقدر هست که بهت بگم هرچی قبول شی توش موفق میشی.
    بعدشم بر فرض که رتبت بخواد خیلی داغان باشه!
    از امروزت لذت ببر.
    دیگه امروزو چرا واس خودت خراب کنی؟
    پاسخ:
    :) و الآن من واقعا دارم لبخند میزنم! مرسی! :)
    اتفاقا این پستو به خاطر همین نوشتم! به خاطر این که به اندازه ی کافی به اعلام نتایج فکر کنم و بهش عادت کنم تا بقیه ی روزمو خراب نکنه! و الآن هم میخوام برم فیلم نگا کنم!
    ایشالا که فردا خوشحال خواهی بود ;)
    پاسخ:
    حتی نمیتونم تصورش کنم! ولی خیلی ممنونم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی