چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

+ حلول

پنجشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۴۰ ب.ظ

یک شب از دست کسی
باده‌‌ای خواهم‌‌ خورد
که مرا با خود تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد
با من از هست به بود
با من از نور به تاریکی
از شعله به دود
با من از آوا تا خاموشی
دورتر، شاید تا عمق فراموشی
راه خواهد پیمود
کی از آن سرمستی خواهم ‌‌رست؟
کی به همراهان خواهم‌‌ پیوست؟
من امیدی را در خود
بارور ساخته ام
تار و پودش را با عشق تو پرداخته‌‌ام
مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت
مست از شوق تو

از عمق فراموشی
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ
باز از بود به هست
باز از خاموشی تا فریاد
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می‌‌جویی
سبزه‌‌ها را دریاب
با درختان بنشین
کی؟ کجا؟ آه نمی‌‌دانم
ای کدامین ساقی
ای کدامین شب
منتظر می‌‌مانم

 

فریدون مشیری

  • ۹۴/۰۵/۰۱
  • >,,l:l ..