چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

دلم میخواد اون «کودک ده ساله» باشم. نرم و نازک!

با یه دامن چین چینی و یه روسری گل گلی و لپ های گل انداخته انقد برم تا برسم به یه دشت؛ از تپه هاش برم بالا؛ بارون که میاد، بشینم روی چمن های مرطوب و خیره شم به ابرا و

قطره های بارون یکی یکی بشینن روی صورتم

  • >,,l:l ..

انتقاد خوبه. ولی گاهی بی رحمانه ترین کاریه که یه انسان میتونه در حق کسی بکنه. بی رحمانه ست که از عادت و ذات کسی انتقاد کنی؛ این که بگی کل شخصیتتو بکوب، دوباره بساز. و ندونی یا به روی خودت نیاری که یه بغض بزرگ نامرئی داره خفه ش میکنه..

+ توی دنیا، همه چیز به شکل احمقانه ای نِسبیه -از خوبی و بدی و درستی و نادرستی گرفته تا سرعت نور!- و احمقانه تر از اون، اینه که ادعای «دونستن» بکنیم.

  • >,,l:l ..

به اینایی که در مورد کنکور و استرسشون و درس خوندنشون مینویسن حسودیم میشه! البته کنکور فقط یه نمونه شه!

کلا به کسایی که توی وبلاگشون در مورد هر چی که دلشون میخواد و هر چی که به ذهنشون میرسه مینویسن حسودیم میشه!

احساس میکنم اینا فرهنگ وبلاگ نویسی دارن! و من نه!

من خودمو توی وبلاگم زندانی میکنم! خودمو سانسور میکنم! خودمو شکل وبلاگم میکنم به جای این که وبلاگو شکل خودم کنم!!

میدونین؟!

خوب نیس!

راحت نیستم!

+ و این اولین تلاش من بود برای نوشتن هر چیزی که به ذهنم میرسه! بدون توجه به میزان خواب آور بودنش برای ملت! باشد که ادامه یابد این روند!

 

++ خوندن فیزیک و عربی 1 یه احساس بدی میده بهم!! احساس افتادن مثلا! احساس تجدیدی! احساس خنگی! کلا هر احساسی به غیر از احساس کنکوری شدن!!

  • >,,l:l ..

:)

+ در مورد داور واقعا چی میشه گفت؟ :|

++ :)

+++ :)

  • >,,l:l ..