چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

چگالش!

جریان خواهم یافت... :)

«من آدم کندفکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواست های من مثل ترمز عمل میکنند» و برای معرفی خودم در وبلاگم از جملات دیگران استفاده میکنم؛ و نه از جملات خودم! که البته دروغی بیش نیست چون همین جملات آخر، جملات خودم بودند و برای معرفی خودم در وبلاگم از آن ها استفاده کردم!
+چهار جمله ی آخر کلا هجو اند و گفتم که بدانید که میدانم! ولی نمیدانم چرا نوشتمشان با این حال!

آخرین مطالب
آخرین نظرات

آدم ترجیح میده وقتی توی بین درسای نهایی، دو تا بیست بیشتر نداره، بزنن توی گوشش؛ با آسفالت یکیش کنن؛ تحقیرش کنن حتی؛ 

ولی به زووور لبخند نزنن و -فاجعه تر از اون،- نرن به مناسب گرفتن کارنامه و به پاس همه ی زحمت هایی که برای امتحانا نکشیدی، برات شیرینی بخرن!!

چرا که این شیرینی از زهرمار نیز زهرمارتر است همانا..

+ (هنگام تماشای بازی فرانسه-سوییس!) هر بار که فرانسه به سوییس گل میزنه، من یاد گلایی میفتم که امیدوارم از آرژانتین نخوریم!!

  • >,,l:l ..

از همه زندگیش زده، رفته گوشی خریده،

بعد جرئت نمیکنه از خونه ببردش بیرون!

از بازی و اپ هم استفاده نمیکنه که مبادا یهو دمای گوشی 4 درجه بره بالا!

خب عزیزم شما چرا گوشی خریدی؟!

همون تلفن ثابت خونه رو استفاده کنی امکانات بیشتری در اختیارته که :|

  • >,,l:l ..

بدبختی اینجاس که موقع امتحانا تا روز آخر اصن نمی دونستم امتحان بعدی چیه؛

بعد الآن هر پنج دقیقه از خودم می پرسم «حالا چی بخونم؟!» :|

+ اصن انقد دسپاچه م، نمیدونم چی کار بکنم با این دو هفته و نیم!! راهنمایی کنین!

++ خوش بذگره بهتون این روزای فرخنده و همایون!!

  • >,,l:l ..

بخشی از مکالمات من و بابام:

=خبر رسیده خواستی از طرف تختت بری سمت در اتاق، وسطای راه مسدود بوده گیر کردی همون جا!

=[لبخندِ آکنده از انکار و اعتراض!]

=اشکال نداره حالا. گفتم امروز یه لودر بفرستن از بین دفتر-کتابایی که کف زمین پهنن،

یه راه رفت و آمد از در به تخت باز کنن توی اتاقت!

=مرسی واقعــا! :\

=حالا اتاقو میشه درست کرد؛ ولی تو درست نمیشی دیگه! تمیزی تو وجودت نهادینه نشده اصلا!

[بازدم عمیق! -شامل 10% کربن دی اکسید، 90% ناامیدی از آینده ی فرزند!-]

= :|

 

+ ای دوستان! گر من قبل از رسیدن به هژده سالگی -در هیبت جوانی ناکام که نه تنها هیچ گاه با خودروی خود به دانشگاه شریف نراند، بلکه عمرش کفاف دریافت گواهینامه ی رانندگی و خرید خودرو و قبولی در دانشگاه را هم نداد-، جان به جان آفرین تسلیم نمودم، بدانید و آگاه باشید که همانا علت مرگم چیزی نبوده است، جز بی حاصل ماندن کوشش های فراوانم در جهت فهماندن تفاوت های «کثیفی» و «شلختگی» به مادر و پدر گرامی؛ گرچه پزشکی قانونی احتمالا علت مرگ را «خودکشی» اعلام خواهد کرد!

 

++ حوصله ی درس خوندن نداشته باشی و دلت بیرون بخواد؛ بعد دوستت زنگ بزنه بگه:

«پاشو بیریم بیرون! من حال ندارم درس بخونم!»!

واقعا یه دوستی 12 ساله، از هر معجزه ای شگفت انگیزتره! :)

 

+++ نظر خود را درباره ی میزان کورکنندگی پس زمینه با ما در میان بگذارید! با سپاس!

  • >,,l:l ..

همین مایی که یه زمانی آهنگای پریروز برایمان حکم آهنگای دوران پارینه سنگی را داشتند، چندیست که از آهنگای دهه ی هشتاد آغاز نموده ایم - درجهت معکوس-،  روزی 24 ساعت خود را خفه می نماییم باهاشون!

-هم اکنون در مرحله ی نیمه نهایی دهه پنجاه به سر می بریم!-

 

الآنم به منظور تامین مایحتاج هفته ی پسین، در پیِ آهنگای دوران قاجاریم! ندارید احیانا شماها؟!

 

+ نوایی نوایی نوایی نوایی...

جوانی بگذرد، تو قدرش ندانی!!

++ نوشتنمان! :)

گلابتون بانو -جد عزیزم- و گرامافون ایشان!

  • >,,l:l ..